دوشنبه، آذر ۰۶، ۱۳۹۶

دزدسالارانِ مردسالار


سامانه جمهوری اسلامی را می توان در دو واژه تعریف کرد: سامانه دزدسالار  شیعی ـ کلپتوکراسی دینی ـ Kleptocratic Theocracy of Islamic Republic of Iran.
چنین ساختار حکومتی که خود را مردم سالار دینی می خواند، در طی سی و هشت سال گذشته همواره مردم ایران را فدای افزایش ثروت و قدرت سیاسی شخصی طبقه حاکم در راس هرم قدرت کرده است. اقتصاد ایران به تعریف روح الله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی: «مال خر است» یعنی اقتصادی که برپایه استخراج منابع و اقتصاد رانتی می چرخد. نهاد ولایت فقیه با تشکیل بنیادها، سازمان ها و نهادهای گوناگون و موازی از همان روزهای نخست استقرار در ایران، با افزایش قدرت اقتصادی و قدرت سیاسی خود نقشه غارت سرمایه های ملی را سازماندهی کردند. بنیادهایی که به نام خداودین از پرداخت مالیات معاف هستند، از جمله : آستان قدس رضوی همان امپراطوری خراسان یا سپاه پاسداران، شبه نظامیان نیروی موازی ارتش که بر همه اقتصاد کشور سیطره دارند.

دزدسالاران جمهوری اسلامی روازنه جیب مردم را می زنند و پول های مردم را هربار یک بار از طریق موسسه ها و بانک ها، تعاونی ها، صندوق صدقات تا دزدی رسمی از صندوق های حقوق بگیران و بازنشستگان خالی می کنند و در کشورهای ضعیف تر از ایران از جمله سوریه و عراق و ... هزینه تروریسم و ترافیک مواد مخدر می کنند، اینچنین سرمایه های ایران به تاراج می برند. آنگاه شلاق های جفا و ستم بردوش مردمانی که جیبشان را زده اند، به جرم دزدی در نزد همگان، می کوبانند.
دزدسالاران جمهوری اسلامی رسانه ها را خفه کرده اند تا هیج خبر درستی منتشر شود. آن روزنامه نگار شرافتمندی که گزارش دزدی یک آقازاده حکومتی را منتشر می کند به زندان می فرستند و همه تلاش خود را برای خاموش کردن همه چراغ های جامعه می کنند. همانطور که حوله بهداشتی در فضای تاریک حمام مرکز رشد میکروب ها هستند، فساد نیز در بستر تاریکی جامعه رشد می کند و فرصت ها را دم به دم برای دزدان بیشتر و بیشتر می کند.

این روزها از زنان صحبت بسیار است،‌ از حقوق سرکوب شده زنان ایران، از آزارهای جنسی از نزدیکان، اتاق خواب، محل زندگی، محیط کار تا متلک ها و بوق های خیابانی، از پوشش اجباری، اجازه یا بی اجازه سفر، از حق سقط جنین تا حق اختیار برای فرزندداری،  از بی دادگاه های قوه قضاییه جمهوری اسلامی تا فساد حکومتی در گوشه و کنار ایران، از قتل اخلاق تا تجارت جنسی، همه این سختی ها، رنج ها و بی مرامی هایی که حکومت فساد سالار و دزدسالار جمهوری اسلامی تا کوچه و بازار همراهش بر زنان روا کرده است، بدون شک جنایتی است که نسل ها و نسل ها درباره اش خواهند نوشت، فیلم ها خواهند ساخت و تاریخ خواهد گریست. لیک امروز برای دگرگونی تاریخ می بایست فساد را شست. فساد همواره زمینه تبعیض و سرکوب است. حکومت دینی و دزدسالار جمهوری اسلامی می تواند ولایت فقیه را اصلاح کند و برایش بدل بسازد، می تواند از این رییس جمهور به رییس جمهور دیگر ریش و سبیل هایش را اصلاحاتی کند، اما بدون شک هیچ قدرت و هیچ شخص و هیچ گروهی نمی تواند اصلاحاتی در ساختار و سامانه حکومتی کند. تنها راه برخورد بنیادین با حکومت است. در محل کار اگر فردی از حساب اداره یا آن موسسه دزدی کند، او را مجازات می کنند، چند روزی بسته به مبلغ زندانی می کنند، جریمه مالی می کنند و در نهایت دیگر به آن پست نمی تواند بازگردد. اعتماد به دزدهای حکومتی و جای آن ها را باهم جا به جا کردن،‌ تنها خودگول زنی است. در این میان نقش زنان و جنبش زنان بیش از هرزمانی می تواند موثر باشد. مشارکت زنان در افشای فساد سیاسی، اجتماعی، ورزشی، اقتصادی، فرهنگی و هنری و همه این ها می تواند تاثیر صدچندان برای فسادزدایی از جامعه داشته باشد. برابری جنسیتی و پاک کردن تبعیض مستقیما به پاکیزگی جامعه ارتباط دارد. پس در پاکیزگی جامعه و زدودن فساد می بایست کوشا باشیم.  




دزدسالاران مردسالار
نازیلا گلستان / مسیح علینژاد
زرین محی‌الدین / نیلوفرغلامی

پنجشنبه، تیر ۲۲، ۱۳۹۶

ای والی خراسان، ای سلطان خراسان، به مردمان جلاران، به پابرهنه های کودک برسان سلام ما را


ای والی خراسان، ای سلطان خراسان، 

به کجا چنین شتابان ؟ 

هوس سفر نداری زغبار این بیابان؟

چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی 

به مردمان جلاران، به پابرهنه های کودک 

برسان سلام ما را


در جلاران از آب، برق، حمام،‌ مدرسه، بهداشت و امکانات حداقلی خبری نیست. کودکان پابرهنه بر کلوخ های داغ در میان شعله های آتشین خورشید در آن هوای گرم و بدون آب آشامیدنی روز و شب را به سر می کنند. نه مدرسه ای برای تحصیل و نه آبی برای آشامیدن و نه زندگی برای زیستن، سایه سنگین فقر را بر مردمان جلاران روایت می کند.

جلاران بر نقشه ایران بزرگ در میان استان خراسان جنوبی، نقطه ای دوردست نسبت به پایتخت و اما بسیار نزدیک در چند کیلومتری آستان قدس رضوی است. بنایی آشنا که گنبد طلایی آن با نام امام هشتم شیعیان گره خورده است. 

مجموعه ای بزرگ که فراتر از بخش زیارتی «حرم امام رضا» دارای زیرمجموعه های بزرگ و غول آسای اقتصادی، بیمارستانی، پزشکی، آموزشی و رسانه‌ای است.
از زیرمجموعه های این کارتل غول آسا می توان از مجتمع بیمارستانی دارالشفای امام رضا، بیمارستان رضوی و شرکت داروسازی ثامن، موسسات خدماتی دارویی رضوی، بنیادهای پژوهشی اسلامی، روزنامه قدس، سایت آستان نیوز و انتشارات به‌نشر نام برد. سه موزه، سه شرکت شهاب خودرو، شهاب‌یار و شرکت کمباین‌سازی ایران، شرکت تهیه و تولید فرش آستان قدس رضوی، شرکت نساجی و نخ‌ریسی خسروی و کارخانجات صنایع چوب آستان قدس رضوی، شرکت معادن قدس رضوی، شرکت توسعه نفت و گاز رضوی، شرکت مهندسی شرکت مشاور مهاب قدس که در زمینه سدسازی فعالیت می‌کند، شرکت‌ های آرد و نان قدس رضوی، شرکت فرآورده‌های لبنی و غذایی رضوی، شرکت قند آبکوه، چناران و تربت حیدریه، شرکت خمیرمایه رضوی، شرکت داروسازی ثامن، شرکت مسکن و عمران قدس رضوی، شرکت کارگزاری رضوی در زمینه انرژی، شرکت گرانیت رضوی، شرکت فناوری اطلاعات و ارتباطات و ... رضوی همگی از زیرمجموعه‌های اقتصادی، عمرانی، تجاری، کشاورزی، دامپروری، صنعت و معدن، غذایی و داروسازی، خودروسازی، انرژی و فناوری ارتباطات این کارتل بزرگ اقتصادی‌ هستند. افزون براین، منطقه ویژه اقتصادی سرخس به وسعت ۵۲۰۰ هکتار از زیرمجموعه‌های آستان قدس هستند. آستان قدس رضوی بزرگترین کارفرمای استان خراسان در سرتاسر ایران مالک زمین، باغ، چاه، قنات و اراضی بسیار از آذربایجان شرقی و غربی، گیلان و گلستان تا تهران و سمنان و یزد و کرمان است. تنها برای نمونه به گفته مدیرعامل شرکت کارگزاری رضوی که در زمینه بورس انرژی کار می کند، تنها در سال ۱۳۹۳ حدود ۹ هزار میلیارد ریال اوراق بهادار خرید و فروش کرده است.

این کارتل غول آسا افزون بر درآمد نذورات و موقوفات از سودهای حاصل از مجموعه های یادشده در بالا با بیش از هزاران میلیارد تومان گردش مالی سالانه، مالیات نیز نمی پردازد.

امپراطوری آستان قدس که بزرگترین موقوفه جهان به شمار می آید، به درخواست عباس واعظ طبسی و به حکم روح الله خمینی از پرداخت مالیات معاف شد. به رغم تلاش های پی در پی دولت احمدی نژاد و روحانی برای پرداخت مالیات تنها جهت کمک به بخش آموزش و پرورش، بار دیگر به درخواست ابراهیم رییسی با استناد به حکم طلایی روح الله خمینی و با دخالت مستقیم علی خامنه ای کشور دوباره از پرداخت مالیات سرباز زد. سلطان خراسان که لقب تولیت این استان است همچنان مدعی است که دولت می بایست سالی ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیارد ریال بابت اجاره زمین‌های موقوفی‌ به آستان قدس رضوی پرداخت کند!

فساد و اختلاس آنچنان در سلول به سلول ساختار جمهوری اسلامی نهادینه شده است که یقه سفیدهای فرا دولتی، از کارفرماهای مافیایی مذهبی تا کارفرماهای اقتصادی نظامی سپاه به اعتبار قدرت ناشی از رانت سیاسی برای عدم پرداخت مالیات و عدم پرداخت عوارض و سود بازرگانی قاچاق و بسیار موارد دیگر به صورت آشکار، همگی ریشه در شالوده حکومت رانتی در طی چهاردهه گذشته دارد.

روایت اندوه بار از فاصله بی حد طبقاتی و توزیع فقر، افزایش فساد اجتماعی و فلاکت در سرتاسر کشور که پیامد مجموعه سیاست های اقتصادی فاسد ولایت فقیه به نام خدا و دین بر مردم ستمدیده ایران روا می شود.

آستان قدس رضوی، تنها یکی از کارفرماهای غول آسای حکومتی است که در چندکیلومتری جلاران مستقر می باشد. روستایی که مردمانش توانایی تهیه نان شب خود را ندارند. در حالی که کودکان پای به برهنه بر کلوخ های آتشین راه می روند، از مدرسه و بیمارستان خبری نیست. زنان و مردان از بیکاری در فقر و تنگدستی به سر می برند. در حالی که آبی برای آشامیدن نیست و پیامد بی آبی و خشکسالی نابودی محیط زیست و طبیعت زیبای ایران است. آیا وقت آن نرسیده است که روحانیت ضدحکومتی، پرداخت پول، نذورات و موقوفات به آستان قدس رضوی را حرام اعلام کنند؟ آیا وقت آن نرسیده است که مردم خدای خود را در خانه های بی خانمانان هم میهن جستجو کنند؟ به جای پرداخت به حرم امام رضا برای معامله بهشت خود در آینده ای دور دست و مبهم پس از مرگ، جهنم کنونی که در چند کیلومتری حرم امام رضا می باشد را به بهشتی برین تبدیل کنند؟ آیا این چراغ به خانه روا نیست؟


ای والیان خراسان، هوس سفر ندارید زغبار این بیابان؟ چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتید؟ به مردمان جلاران، به کودکان جلاران، به پابرهنه های کودک، برسانید سلام ما را !